آزیتا حسینزاده | شهرآرانیوز؛ پدر و مادر رستا هر دو شاغل هستند و این موضوع باعث شده است طی سه سال گذشته او بیشترین وقتش را با خالهاش بگذراند. این وابستگی به قدری شدت پیدا کرده است که در سالهای اخیر خاله اش حکم مادرش را برای رستا دارد. شاید در ظاهر، این صمیمیت برای خانوادهای که مشغولیت بسیار دارد طبیعی به نظر برسد، اما مشکل زمانی بروز پیدا میکندکه پدر و مادر رستا نتوانند کنترل تربیتی فرزندشان را به دست بگیرند.
در چنین شرایطی این بچهها که وابستگی به اطرافیان دارند برای فرار از مسائل تربیتی به افرادی که ساعتهایی زیادی را با هم گذراندهاند پناه میبرند مثل خاله، پدر بزرگ یا مادربزرگ. حالا اگر اطرافیان همسو با والدین کودک نباشند و از مسائل تربیتی کودکان نیز غافل باشند به احتمال زیاد خواسته یا ناخواسته در تربیت کودک اخلال وارد میشود. این قضیه علاوه بر اینکه اعتبار والدین را در نگاه کودک از بین میبرد باعث مشکلات بیشتر در طولانی مدت نیز خواهد شد.
از نگاه حلیمه رحیمی، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی و روان درمانگر و روانشناس اورژانس اجتماعی، یکی از آسیبهای خاموش، اما جدی در تربیت کودکان، جابهجایی تدریجی نقش والدین با اطرافیان نزدیک است؛ پدیدهای که اغلب با نیت محبت، حمایت یا کمک آغاز میشود، اما در صورت نبود مرزبندی روشن و آگاهانه، میتواند به اختلال در دلبستگی، تضعیف اقتدار والدین و آسیب به سلامت هیجانی کودک منجر شود.
تغییر تدریجی مرجع عاطفی و تربیتی
این مسئله در بسیاری از خانوادهها شایع است که خاله، عمو، دایی، مادربزرگ، پدربزرگ یا حتی دوستان معتمد، بهتدریج وارد نقشهایی میشوند که باید توسط والدین ایفا شود. این جابهجایی معمولا ناگهانی نیست، بلکه آرام، تدریجی و اغلب نادیده گرفته شده اتفاق میافتد. این گزارش، هشداری است به والدینی که ناخواسته اجازه میدهند دیگران، نقش مرجع عاطفی و تربیتی اصلی را در زندگی فرزندشان بر عهده بگیرند.
نشانه خطر کجاست؟
خود رابطه با اطرافیان بههیچوجه آسیبزا نیست؛ کودک به ارتباط با افراد مختلف، محبت متنوع و تجربه روابط ایمن نیاز دارد.
آسیب زمانی آغاز میشود که کودک، فردی غیر از والدین را بهعنوان «مرجع اصلی عاطفی، تصمیمگیر یا پناه امن» انتخاب میکند بهگونهای که در مواقع ترس، ناراحتی، تصمیمگیری یا تعارض، ابتدا به سراغ دیگری میرود، نه پدر و مادر.
هشدارهای تربیتی بر اساس سن کودک
دوره نوزادی و اوایل کودکی (۰ تا ۳ سال)؛ دوره شکلگیری دلبستگی پایه
هشدارها:
- سپردن مداوم کودک به اطرافیان بهجای حضور فعال مادر و پدر
- آرام شدن کودک فقط در آغوش یا کنار فردی غیر از والدین
- خوابیدنهای مکرر کودک در خانه دیگران بدون ضرورت
- بیتوجهی به اضطراب جدایی و گریههای کودک هنگام دوری از والدین
پیامدهای احتمالی:
- شکلگیری دلبستگی ناایمن
- اضطراب جدایی شدید در سالهای بعد
- وابستگی افراطی یا اضطراب مزمن در روابط آینده
دوره پیشدبستان (۳ تا ۶ سال)؛ دوره شکلگیری اقتدار والدین و مرجعیت
هشدارها:
- اعمال قوانین متفاوت و متناقض توسط اطرافیان
- حمایت افراطی اطرافیان در برابر تصمیم والدین
- شنیدن مکرر جملاتی مانند: «برو به مامانبزرگت بگو» یا «خالهات اجازه میدهد؟»
پیامدهای احتمالی:
- سردرگمی کودک درباره مرجع تصمیمگیری
- یادگیری دور زدن والدین
- تضعیف اقتدار پدرومادر در ذهن کودک
دوره دبستان (۶ تا ۱۲ سال)؛ دوره رشد استقلال و خودتنظیمی
هشدارها:
- ترجیح مداوم کودک برای ماندن در خانه اطرافیان
- بیارزش شدن قوانین خانه در مقایسه با خانه دیگران
- دخالت مستقیم اطرافیان در تصمیمهای آموزشی، انضباطی یا تربیتی
پیامدهای احتمالی:
- وابستگی هیجانی ناسالمضعف در مسئولیتپذیری
- شکلگیری دوگانگی ارزشی و رفتاری
دوره نوجوانی (۱۲ سال به بالا)؛ دوره هویتیابی و مرزبندی
هشدارها:
- همپیمانی اطرافیان با نوجوان علیه والدین
- پناه بردن نوجوان به خویشاوندان یا دوستان برای فرار از قوانین خانه
- ماندنهای شبانه مکرر خارج از خانه بدون چارچوب و نظارت روشن
پیامدهای احتمالی:
- تضعیف مرزهای خانوادگی
- اختلال در شکلگیری هویت مستقل
- رفتارهای پرخطر پنهان
نقش اطرافیان، کمک یا آسیب؟
محبت اطرافیان زمانی سازنده و سالم است که:
- در چارچوب قوانین و ارزشهای والدین باشد.
- نقش حمایتی داشته باشد، نه تصمیمگیری.
- جایگاه پدر و مادر را تقویت کند، نه تضعیف.
دخالت بدون مرز، حتی اگر از سر دلسوزی باشد، میتواند به موارد زیر منجر شود
- تضعیف اقتدار والدین
- ناامنی روانی کودک
- اختلال در فرایند رشد سالم هیجانی و شخصیتی
فوری فوتی!
هشدار ویژه درباره ماندن شبانه کودک در خانه دیگران
- ماندن شبانه باید استثنا باشد، نه روال.
- هرگونه ترجیح دائمی کودک به خانهای غیر از خانه والدین، علامت هشدار بالینی است.
- اعتماد به اطرافیان، هرگز جایگزین مسئولیت مستقیم والدگری نمیشود.
- در صورت تکرار این درخواستها، لازم است علتهای هیجانی و خانوادگی آن بررسی شود، نه صرفا با اجازه دادن حل و فصل شود.
حواستان باشد
کودک برای رشد سالم، به دریافت محبت از منابع مختلف نیاز دارد، اما برای احساس امنیت، انسجام روانی و شکلگیری هویت، فقط به مرجع تربیتی نظیر والدینش که ثابت و همیشگی هستند احتیاج دارد.
اطرافیان میتوانند:
- دوستداشتنی باشند.
- حامی باشند.
- دلگرمکننده باشند.
- اما نمیتوانند جای والدین را بگیرند.
از یاد نبرید
هرجا پدر و مادر در انجام وظایف تربیتی کوتاهی کنند کودک دچار سردرگمی میشود و امنیت روانی، هویت و خودتنظیمی کودک آسیب میبیند.
مرزبندی محترمانه با اطرافیان:
- بیاحترامی نیست.
- ناسپاسی نیست.
- قطع رابطه نیست.
بلکه نشانه والدگری آگاهانه، مسئولانه و سالم است.
تربیت را نمیتوان برونسپاری کردحتی به نزدیکترین و دلسوزترین آدم.
راهکارهایی برای والدینی که با این مسئله روبهرو هستند
توجه به نیازهای عاطفی کودک
-
محبت پایدار و قابل اعتماد: کودکان به محبت دائمی نیاز دارند که ثبات عاطفی را فراهم کند.
-
آگاهی از خطرات دلبستگی ناایمن: اگر کودک بیشتر به اطرافیان پناه ببرد، احساس امنیت او به خطر میافتد.
-
ایجاد دلبستگیهای امن: والدین باید حضوری فعال و قابل پیشبینی داشته باشند تا پیوند عاطفی قویتری میان آنها و فرزندانشان شکل گیرد.
تعامل مثبت با اطرافیان
-
نقش حمایتگری اطرافیان: والدین میتوانند از حمایت اطرافیان بهرهمند شوند، اما باید مرزهای مشخصی تعیین کنند.
-
آموزش مراجعه به والدین: والدین باید به فرزندان بیاموزند که در مواقع نیاز به آنها مراجعه کنند.
-
افزایش اعتماد به نفس: این رویکرد به سلامت روانی کودک و افزایش استقلال در تصمیمگیری کمک خواهد کرد.
مدیریت روابط
-
جدیت در مسئولیتهای والدینی: والدین باید به عنوان مرجع اصلی تربیتی و عاطفی نقش خود را جدی بگیرند.
-
فراهم کردن فضای امن: باید فضایی ایمن و حمایتگر ایجاد شود که کودک بتواند احساسات و افکار خود را بیان کند.
-
تقویت روابط والد و کودک: با ایجاد یک محیط امن و بدون قضاوت، این اطمینان را به کودک بدهند که کودک بتواند در هر شرایطی و همیشه به والدین مراجعه کند، این امر به سلامت روانی و تربیتی او کمک خواهد کرد.